خرید بک لینک
Every time someone leaves your life, they take something away from you.The first time, you feel like you'll never fall in love again. It's as if you've lost the ability to love. Although you may experience it again later, it never carries the same intensity as it did the first time.The second time, because it took so much more courage to trust, when they leave, you lose your trust in people. To the point where you no longer trust even your own choices.The third time, when someone new enters yourادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث توکلی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 16:16

Since 2013, I’ve never been able to love anyone more than I love myself. If, someday, I find myself loving someone more than I love myself again, I’ll be putting myself in a position of vulnerability — and most likely opening the door to being hurt once more. Yes, that’s probably the only reason I’ve managed to stay strong all these years.

برچسب: نویسنده: حدیث توکلی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 16:16

She was my whole life— both when I had her and when I didn't. She is still my life, even though I know she will never be mine again. Her eyes held the Milky Way, and whenever I drowned in them, I forgot even myself. Waiting for her was a pleasure of its own, a beautiful kind of suffering. But this long wait will soon come to an end... Not because she is coming back, but because there may be nothing left of me to keep waiting.

برچسب: نویسنده: حدیث توکلی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 16:16

resign

For what must be the tenth time (or more), I've resigned from the place I've called work for nearly 8 years.
During that time, I've wo many hats: Web Designer, Graphic Designer, Developer, Technical Support, and Trainer.
This time, though, I'm standing firmly by my decision. It's been almost 9 days already, and I'm not looking for anyone's approval.
Once my 30-day notice period is over, I'll say goodbye... and step into a completely new chapter.
Here's to new begiings.

+ Posted on 3 Aug 2026 at 9:56 PM by Swimmer |

برچسب: نویسنده: حدیث توکلی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 16:16

Afraid Afrad Aphrodite

Damn you.

Because you took away my ability to love.

I can't love anyone anymore.

I let people walk out of my life so easily, because I can't love them without fear.

I'm afraid to let someone get close again.

I'm afraid to love again.

Because I'm terrified of getting hurt all over again.

+ Posted on 13 Aug 2026 at 11:44 AM by Swimmer |

برچسب: نویسنده: حدیث توکلی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 16:16

شروع نویسندگی

این تاریخ ثبت این وبلاگ هستش

حدودا جایی که 14 سالم بود...

برچسب: نویسنده: حدیث توکلی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 0:36

تا ابد خدانگهدار

سرانجام پس از بیست سال وبلاگ نویسی از سال 1383 تا 1403 اتمام نویسندگی دیجیتال رو اعلام می کنم.

برچسب: نویسنده: حدیث توکلی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 0:36

تقریبا هر روز به اینجا سر میزنمو شاید منتظر یه نظر باشم ولی بیشتر برام جنبه اعتیاد پیدا کرده، چون به مدت نامحدودی جفت وبلاگ هامو بالا پایین کردم و دنبال صدای پای آشنایی می گشتم و "چون او را آنگونه که می طلبیدم نیافتم" دست از زندگی شُستم. تقریبا صمیمیترین افراد زندگیم که شاید سه نفر باشن، داستان و اوضاع و احوال و هرآنچه که در یکسال اخیر بر من گذشت روجزء به جزء میدونن و خرده ای نمی گیرند و چون میدونن که اشتباه نکردم، همیشه حس خوب بهم القاء کردن. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث توکلی تاريخ: جمعه 8 تير 1403 ساعت: 15:33

دوازده سال گذشت

از روزی که رضا قوچان نژاد به کره جنوبی گل زد و رفتیم جام جهانی

روزی که توی خاطراتم ثبت شد

ایستگاه مترو استاد معین و شادی خیابانی مردم و بستی سنتی...

برچسب: نویسنده: حدیث توکلی تاريخ: يکشنبه 20 خرداد 1403 ساعت: 23:18

دیگه خیلی دیر شده هر ثانیه هم داره دیرتر میشه...

برچسب: نویسنده: حدیث توکلی تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 23:09

شاید وقتی سال 84 این وبلاگ رو ثبت کردم و شروع به نوشتن کردم

هیچوقت فکرش رو نمی کردم که سرنوشت، فارغ از تمام سختی هاش، منو به کجا می رسونه

چه پستی ها و بلندی هایی که این وبلاگ رو به دفعات حذف کردم و دوباره نوشتن و سکوت در پیش گرفتم.

19 سال سابقه وبلاگ نویسی که ثمرات فراوان داشته و مسیر زندگی منو به جایی که الان هستم رسونده

جایی که تعداد معدودی میدونن که من الان کجام و چیکار می کنم

برچسب: نویسنده: حدیث توکلی تاريخ: جمعه 21 ارديبهشت 1403 ساعت: 15:06

آرامش درونی زندگیم رو مدیون خط قرمز های زندگیم هستم. خط قرمز هایی که خودم برای خودم مشخص کردم و ازشون رد نشدم. جاهایی که نباید نرفتم و کارهایی که نباید رو نکردم. تا جایی که نسبت بهشون شناخت پیدا کنم و بتونم توی هر مرحله از زندگیم بهترین راه رو پیدا کنم و تصمیم بگیرم.اما الان آزادانه هر کاری که لازم باشه و دوست داشته باشم رو با انتخاب خودم انجام میدم، شخصیت با ثبات و باورنکردنی از خودم ساختم که هیچوقت این همه تغییر رو باور نداشتم.یک روحیه جنگنده و تهاجمی، که قادر به انجام هرکاریه که قصدش رو بکنه!این منم، شخصیت جنجالی گذشته و آرام امروز که راهش رو درست توی تاریکی ادامه میده! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث توکلی تاريخ: جمعه 21 ارديبهشت 1403 ساعت: 15:06

بین تمام مسافرت هایی که تنها رفتمبلا استثنا مسافرت هام نیمه کاره رها شدن و به مبدا برگشتم مرداد ماه سال گذشته، به صورت اتفاقی با پسری تقریبا همسن خودم آشنا شدم و دلیل مسافرت های تنهاییم رو پرسید!منم خیلی ساده و واضح و مختصر از گذشته ام گفتم...اولین جمله ای که از دهنش درومد این بود که تو به هر دلیلی توی دریا رها شدی، درست زمانی که شنا کردن بلد نبودی و مجبور شدی شنا کردن رو یاد بگیریحالا که شنا بلدی، چرا شنا نمی کنی؟شاید باورت نشه، من با این جمله بعد از چندین سال به زندگی برگشتم و در حال حاضر، دارم شنا می کنم... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث توکلی تاريخ: دوشنبه 10 ارديبهشت 1403 ساعت: 19:42

چند روزیه مُرددم که دوباره بنویسم یا نه؟کلمات رو کنار هم مرتب کنم یا نه؟اول شخص بنویسم یا راوی باشم یا حتی تلفیقی از این ها؟مخاطب خاص داشته باشم یا نه ؟تجربیات رو بنویسم یا خاطرات؟ چی بنویسم؟ داستان کوتاه؟ شعر؟کجا بنویسم؟ این وبلاگ؟ وبلاگ خصوصیم؟ وب سایتم؟کتابمو چاپ کنم یا همچنان منفعل از دنیا و دغدغه هاش باشم؟ حداقل ده ساله ننوشتم و بجاش بی وقفه فقط تلاش کردم.برای روزی که چند ماهیست که میدانم دیگر هرگز اتفاق نخواهد افتاد... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث توکلی تاريخ: سه شنبه 19 دی 1402 ساعت: 20:48

من برای تجربه یک سری موارد خیلی جوون بودم همشون به کنار، من برای مُردن توی این سن، خیلی کار نکرده داشتم.

برچسب: نویسنده: حدیث توکلی تاريخ: سه شنبه 19 دی 1402 ساعت: 20:48

صفحه بندی